<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>صلح کل</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/</link>
<description>سخن عرفان و تصوف</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 08 Jan 2009 20:23:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تا دل مرد خدا نامد به درد(قسمت آخر)</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;شهادت مشتاق علی شاه و پیامدهای آن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 240px; HEIGHT: 152px&quot; height=156 alt=&quot;گنبد مشتاقیه&quot; hspace=6 src=&quot;http://www.hamshahri.org/images/upload/news/pose/8602/gonbad-moshtagh.jpg&quot; width=240 align=left vspace=1 border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در قسمت قبل گفتیم که حسودان و ظاهر پرستان عاقبت مقدمات قتل مشتاق را فراهم آوردند.برای این منظور ملا عبداله مجتهد مانند شریح قاضی فتوی ارتداد و قتل مشتاق را صادر کرد.چرا که در هر زمانی شریحها و ملا عبداله ها باید باشند تا رسوا شوند.و عجیب آنکه عبرت نمیگیرند.و  حال ادامه داستان:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ملا عبداله منتظر فرصت بود تا ماه رمضان فرا رسید و اجتماع خلق فراهم آمد.(روز بیست و یکم ماه رمضان ۱۲۰۶ هق بود).هنگامی که ملا عبداله بر منبر بود مشتاق وارد مسجد شددر گوشه ای به ادای فریضه مشغول شد.وزیری گوید ملا عبداله از بالای منبر حکم به قتل و رجم درویش داد و خود پیش افتاد...درویش را گرفتند و از زاویه جنوبی مسجد کشیدند و از در بیرون کردند.در محلی که امروز شبستان مسجد است و آن موقع تلی بود به نام تل خر فروشان.مشتاق را در گودال نگاه داشتند و به سنگ زدن پرداختند.مرید مشتاق به نام درویش جعفر خود را بروی مشتاق انداخت و او نیز کشته شد.و میرزا محمد تقی وقتی رسیده بود که کار از کار گذشته بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;          &lt;FONT color=#ff0000&gt;چون به خون غلتان تن مشتاق دید            رفت و از خونش به دامان در کشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گویند در آن زمان که میخواستند مشتاق را سنگباران کنندمشتاق رو به مردم کرده بود و گفته بود((مردم اگر به من رحم نمیکنید به خودتان رحم کنیدبه کودکانتان رحم کنید.به سگ و گربه ها و خشت و گل خانه هاتان رحم کنید))و باز گویند گفته بود:((چشمان مرا ببندید که من از چشمان شما میترسم)). هم روایت کنند که ملا محمد تقی(مظفر علیشاه) گفته بود :((&lt;FONT color=#ff0000&gt;شهری خون بهای مشتاق است&lt;/FONT&gt;))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;روی ادامه مطلب کلیک کنید.....&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Jan 2009 20:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هل من ناصر ینصرنی</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 440px; HEIGHT: 279px&quot; height=279 src=&quot;http://i26.tinypic.com/nlq134.jpg%5B/IMG%5D&quot; width=500&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Jan 2009 11:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تا دل مرد خدا نامد به درد...(قسمت اول)</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه ما اعتقاد به وجود نظامی قانونمند بر جهان هستی داریم.نظامی که دادستان آن خداوند متعال است.هیچ کس تا به حال نتوانسته  از محکمه  عدل الهی فرار کند چرا که خداوند خود فرموده که در کمین ستمگران نشسته .یکی از حکایتهایی که بر این مطلب صحه میگذارد ماجرای قتل مشتاقعلیشاه کرمانی است که اتفاقا با فتوی امام جمعه شهر کرمان ملاعبداله مجتهدحدود ۲۲۰سال پیش اتفاق افتاده است.گرچه بعد از این واقعه نام مشتاق به نیکی ماند و اکنون مقبره او در کرمان زیارتگاه اهل دل است و از ملا عبد اله مجتهد  و خاندانش نامی جز(( ملا عبد اله سگو)) به لهجه کرمانی نماند.اما این قتل پیامدهایی داشت که واقعا عبرت آموز و شنیدنی است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 396px; HEIGHT: 353px&quot; height=353 alt=&quot;مقبره مشتاقعلیشاه در کرمان&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.irandeserts.com/pics-5/kerman-8big.jpg&quot; width=500 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مشتاق علی شاه در کرمان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اواخر حکومت کریم خان زند سید معصومعلیشاه دکنی عده ای از یاران خود را مامور رسیدگی به امور دراویش نعمت الهی در ایران نمود.در بین این مریدان مشتاقعلی شاه مامور کرمان شد.مشتاق در کرمان ماند و کارش رونق گرفت.جمع کثیری به مشتاق گرویدند از جمله عده ای از رو حانیون شهر کرمان که معروف ترین آنها میرزا محمد تقی کرمانی(مظفر علیشاه) بود.این میرزا محمد تقی کسی بود که به روایتی وقتی میخواست به مسجد برود ۱۲ نفر قرآن خوان در دو طرف او قرآن قرائت میکردند تا به مسجد برسد.اتفاقا میرزا محمد تقی چنان در مخالفت با متصوفه تعصب میورزید که هرگز با ایشان نمی نشست و حتی دیگران را هم از مجالست با صوفیه منع مینمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزی یکی از کسبه کرمان که روضه خوانی سالانه دالشت علمای شهر را هم دعوت نمود.علما در در صفه ای خاص نشسته بودند که مشتاق بی خبر وارد مسجد شد و در زاویه ای مقابل ملا محمد تقی نشست.هنگامی که سفره گستردند ملا محمد تقی دست دراز نکرد و سایر علما هم دست نزدند.صاحب نذر که مردی بازاری و متدین بود از علت سوال کرد و تاکید کرد جای احتیاط نیست چون تمام مخارج سفره از کسب حلال بدست آمده و ذره ای از آن به ناحق نیست.ملا محمد تقی اشاره به مشتاق کرد و گفت که :قرار نبود درویش بر این سفره باشد.مشتاق شنید نگاه معنی داری به ملا محمد تقی کرد و گفت:حاجی اگر سفره مولاست که:((بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست))درویش و غیر درویش ندارد.سپس برخاست و از مجلس بیرون رفت.میگویند نگاه مشتاق در ملا محمد تقی اثر کردو همه حاضرین متحیر بماندند اما از فرط نارا حتی کسی نتوانست دست به غذا ببرد.ملا محمد تقی  عبای خود را برداشت و در پی مشتاق روان شد و در اوایل کوچه ماهانی به مشتاق رسید که بر قبری چمباتمه زده بود هر چه اصرا ر کرد درویش باز نگشت.اما از آن روز ملا محمد تقی متحول شد تغییر مشرب داد و دیوانه عشق شد و در راه سلوک و عرفان افتاد و بعدها مظفر علیشاه لقب گرفت و حتی دیوان شعر خود را به نام مرشد خود ((دیوان مشتاق)) نام نهاد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                        &lt;FONT color=#009933&gt;  هر که شد خاک نشین برگ و بری پیدا کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;                                            دانه در خاک فرو رفت و سری پیدا کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بدین طریق ملا محمد تقی که از فحول علمای کرمان بود مفتون درویشی به نام مشتاق شد.گرویدن ملا محمد تقی به مشتاق در افکار عمومی شهر کرمان سخت اثر کرد.همین امر مقدمات قتل مشتاق را فراهم ساخت.باری مشتاق روزها را در حجره ای در کنار مسجد جامع میگذراند و به قرآن خوانی مشغول بود. صوتی بس خوش داشت و به قول وزیری  تار را در نهایت امتیاز میزد.مخالفان و به خصوص روحانیون که بازار درویش را گرم دیدنددر فکر نابودی او افتادند نقطه ضعف مشتاق از نظر آنها نواختن ساز بود و حاسدان و مغرضین شایع کرده بودند که درویش آیات قرآن را همراه با ساز میخواند.تا بلاخره متعصبین مقدمات صدور فتوی قتل مشتاق را توسط ملا عبداله مجتهد فراهم آوردند.در مطلب بعد بعد به جزیات قتل مشتاق و پیامدهای آن میپردازیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;            &lt;FONT color=#009900&gt; تا دل مرد خدا نامد به درد                          هیچ قومی را خدا رسوا نکرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و این حکایت ادامه دارد&lt;FONT color=#ff0000&gt;(پایان قسمت اول)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 07:26:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصوّف: محمل پویای مقاومت و سازندگی(دکتر ح.الف تنهایی)</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;SPAN id=ctl00_ContentPlaceHolder1_DetailsView1_abstarct style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; LINE-HEIGHT: 15pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تصوّف: محمل پویای مقاومت و سازندگی(نگاهی به کتاب کمیسرها و صوفیان)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; LINE-HEIGHT: 15pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.hatanhai.com/publications/s1080726064737.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; LINE-HEIGHT: 15pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تاریخ تصوّف در کشورهای مختلف همیشه مواجه با برخی واکنش های تنش زا بوده است، و این البته طبیعی است. زیرا هر گاه فرایندی از تفکر و تحقیق مدّعی شناخت ریشه ها و کنه حقیقت هستی و مایه شالوده ای دین شده، واکنش و حساسیت پیروان ادیان، مذاهب و مکاتب فرهنگی و شناسنامه ای را برانگیخته است. تصوّف در همه جا همیشه بر این نکته تأکید داشته است که کنه هستی و مراتب عالیه حقیقت را، لایه به لایه، بکاود تا به معرفت کامل و ممکن بشری دست پیدا کرده و از این راه به توحید حقیقی راه پیدا کند.(2)&lt;BR&gt;دعوی بزرگ تصوّف مبنی بر شناخت معرفتِ بلاواسطه کنه و حقیقت هستی و درک شهودی جاودانگی و توحید، خود بر روش خاص تحقیق و شیوه ویژه ای در فرآیند معرفت تکیه دارد که تا پیموده نشود و به روال گونه ی&quot; مطالعه از درون&quot;(3) نگریسته نشود فهمیده نمی گردد؛ و همین نافهمی یا کج فهمی موجب گسترش داعیه های مخالف در برابر تصوّف بوده اند.&lt;BR&gt;از میان داعیه های مخالف بر ضد تصوّف یکی فرضیه &quot; سرکوفتگی فرهنگی&quot; است(4) ؛ بدین معنی که تصوّف با زهد افراطی پیروان خویش را به انفعال، گوشه نشینی و ترک دنیا دعوت کرده و موجبات تسلّط هر چه بیشتر اجانب را بر هر ملتی فراهم آورده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; LINE-HEIGHT: 15pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;منبع: &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hatanhai.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سایت دکتر تنهایی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 14:18:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتمان سر</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به حضرت مصطفی صلوات الله علیه ٬ جماعتی منافقان و اغیار آمدند.ایشان در شرح اسرار بودند و مدح مصطفی(ص) می کردند .پیامبر به رمز به صحابه فرمود :((خمرو انیتکم)) یعنی سرهای خم ها و کاسه ها را بپوشانید و پوشیده دارید٬ که جانوارانی هستند پلید و زهر ناک ٬ مبادا که در کوزه های شما افتند و به نادانی از آن کوزه آب خورید٬شما را زیان دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;به این صورت ایشان را فرمود که: از اغیار حمکت را نهان دارید و دهان و زبان را پیش اغیار بسته دارید٬که ایشان موشانند و لایق این حکمت نیستند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;(بر گرفته از فیه ما فیه مولانا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;STRONG&gt;گر ببینی محرمی٬ گو سر جان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;STRONG&gt;گل ببینی٬ نعره زن چون بلبلان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;STRONG&gt;ور ببینی مشگ پر مکر و مجاز &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;STRONG&gt;پس زبان بر بند و خود را خنب ساز&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;(مثنوی معنوی)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Dec 2008 12:41:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احمد آقالو آسمانی شد!!</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=4&gt;هو &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=4&gt;۱۲۱&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000 size=4&gt;هنر مند والا مقام و برادر ایمانی احمد آقالو در گذشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://zamaaneh.com/pictures-new/aghaloo-(4).jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;قطب الدین صادقی&lt;/FONT&gt;:&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;وزارت ارشاد چهره‌‌های ملی ما از جمله آقالو را اخراج کرد. بیمه، حقوق و مزایای وی را قطع کردند. دوستان دیگری هم هستند مثل خانم تیموریان، آقای شهرستانی و آقای جهانزاده.من کاری به این ندارم که این‌ها عمرشان را برای کشور گذاشته‌اند و چهره‌ی ملی هستند، اما‌ آیا یک وزارتخانه باید حقوق عادی و بیمه‌ی درمانی این آدم‌ها را قطع &lt;FONT color=#0000ff&gt;کند؟&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;متاسفانه یکی از قربانیان این سیاست نابخردانه و ضد هنری، روانشاد احمد آقالو بود که دق کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;احمد از دوستان قدیمی من بود، از سال ۱۳۵۰ که بر نیمکت دانشگاه نشستیم. دوستی ما ۳۷ سال بدون ذره‌ای اختلال و غبار و کدورت ادامه داشت و من به روح پر‌فتوح ایشان درود می‌فرستم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بهزاد فراهانی&lt;/FONT&gt;:مهم‌ترین چیزی که در این بزرگمرد وجود داشت و باید همیشه ستایش کنیم اخلاق و منش بسیار بسیار غرور انگیزی بود که در وی وجود داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;مطالب مرتبط:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://zamaaneh.com/pourmohsen/2008/11/post_154.html&quot; target=_blank&gt;«آقالو، قربانی سیاست نابخردانه ارشاد شد»&lt;/A&gt;(رادیو زمانه)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://zamaaneh.com/news/2008/11/post_7116.html&quot; target=_blank&gt;احمد آقالو درگذشت&lt;/A&gt;.(رادیو زمانه)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 04:37:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چله نشینی (رفع شبهات)</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff0033 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یکی از مراجع تقلید دولتی در قم اظهار نظر فرموده بود که چله نشینی و ذکر و فکر در اسلام نیست و نبوده و از بدعتهای صوفیان می باشد.مطلب زیر که مستند به آیات قران و نظر علامه محمد باقر مجلسی در مورد چله نشینی و ذکر و فکر و طریقه تصوف علما است پاسخی به این شبهه از سوی ایشان است:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چله از اولین مراحل ریاضت سالکان طریقت استکه به دستور مراد یا مرشد٬مدت ۴۰ روز از خلق عزلت گرفته و به ذکر و نماز و دعا و تلاوت قرآن و پرهیز از منهیات و گرفتن روزه از طعام و کلام و انجام مراسم دیگر اشتغال می یابند٬بدین نیت که بعد از ۴۰ روز گشایش و یا در اصطلاح تصوف فتوحی دست دهد و قلب سالک به نور الهی روشن گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قرآن هم به گرفتن چله برای گشایش و تزکیه نفس اشاره شده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;یاد آور هنگامی را که {برای نزول تورات} با موسی ۴۰ شب وعده نهادیم (بقره -۵۱)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;با موسی ۳۰ شب وعده نهادیم و ۱۰ شب دیگر بر آن افزودیم و بدینسان وعده پروردگار با موسی ۴۰ شب گردید.(اعراف-۱۴۲)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://tinypic.com/ipb8kx.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;و علامه ملا محمد باقر مجلسی در رساله اجوبه به ملا خلیل قزوینی در مورد طریقه تصوف علما و چله نشینی و ذکر و فکر چنین اعلام نظر می کند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;((و بسیاری از علمای دین نیز طریقه مرضیه صوفیه حقه را داشتند و اطوار و اخلاق ایشان مباین طایفه صوفیه اهل سنت بوده٬ مانند شیخ بها الدین عاملی رضوان الله علیه که کتب او مشحون است به تحقیقات صوفیه و والد مرحوم فقیر رضوان الله علیه(ملا محمد تقی مجلسی) از جناب شیخ مزبور تعلیم ذکر و فکر گرفته بودند و هر ساله یک اربعین و دو اربعین و یا بیشتر بعمل می آوردو جمع کثیری از تابعان شریعت مقدسه را موافق قانون شرع به ریاضت وا می داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;و فقیر نیز مکرر اربعینها بسر آوردم و در احادیث معتبره وارد شده است که هر که ۴۰ صباح اعمال خود را برای خدا خالص گرداند حق تعالی چشمه های حکمت را از دل او بر زبان او جاری گرداند&lt;/FONT&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;.))۳&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff3366&gt;{&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;FONT color=#ff3366&gt;رساله تشویق السالکین-ملا محمد تقی جلسی و رساله اجوبه ملا محد باقر مجلسی انتشارات نور فاطمه ۱۳۷۵ ص ۳۵)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 04:17:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصویر حق در گلشن حقیقت</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000033&quot; color=#ffffff size=4&gt;تصویر حق در گلشن حقیقت- دکتر سید حسین نصر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #333333&quot; color=#ffffff size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;د‌ر اين سالها كتاب‌هاي بسياري د‌ربارة عرفان اسلامي به خصوص به زبان‌هاي اروپايي نوشته شد‌ه است و مي‌شود‌. بسياري از اين كتاب‌ها عمد‌تاً به تاريخ عرفان اسلامي مي‌پرد‌ازند‌ يا د‌ر بهترين حالت اگر هم آن را موضوعي زند‌ه و مرتبط با نياز انسان امروز د‌ر نظر بگيرند‌، عمد‌تاً از منظري آكاد‌ميك د‌ر آن نظر مي‌كنند‌. به هر تقد‌ير اين كتاب‌ها را مي‌توان كتاب‌هايي د‌ربارة عرفان اسلامي د‌انست و حال آنكه همة كتاب‌هاي سنتي عارفان مسلمان، د‌ر مقابل كتاب‌هايي عرفاني‌اند‌ كه از متن خود‌ اين د‌انش باليد‌ه‌اند‌. امروزه جاي خالي چنين آثاري البته با نثري متناسب با فهم انسان معاصر و به خصوص به زبان پرخوانند‌ه‌اي چون زبان انگليسي خالي است. گلشن حقيقت، جد‌يد‌ترين كتاب استاد‌ سيد‌حسين نصر (انتشار يافته د‌ر سال 2007) چنين كتابي است. د‌ر اينجا ترجمه بخشي از اين كتاب را آورد‌ه‌ايم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.majzob.net/fa/images/resized//images/stories/agu2008/garden_197_295.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc3366&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc3366&gt;محوريت حقيقت&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جاء الحق و ذهق الباطل، اِنّ الباطل كان زهوقا&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«حق آمد‌ و باطل نابود‌ شد‌، آري باطل همواره نابود‌ شد‌ني است»          (اسراء 81)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس حق را خواهيد شناخت و حق شما را آزاد‌ خواهد‌ ساخت      (انجيل يوحنا، باب هشتم 32)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عارف نام‌آور قرن د‌هم/چهارم، منصور حلاج گفت انا الحق، يعني «من حقيقت‌ام»، «من حق‌ام» و جانش را بر سر اين گفته نهاد‌، زيرا بسياري معناي حقيقي اين كلمات را غلط تفسير كرد‌ند‌. د‌ر عين حال اين كلمات بسان ترجيع‌بند‌ي مكرر د‌ر طي هزار سال گذشته د‌ر تاريخ عرفان اسلامي، طنين‌اند‌از بود‌ه است. چيست اين حقيقت كه حلاج از آن سخن گفت و جانِ خويش بر سر آن نهاد‌ و همه عارفان مسلمان سعي كرد‌ه‌اند‌ كه به آن د‌ست بيابند‌ و د‌ست‌يابي به آن را برترين غايت زند‌گي بشر د‌انسته‌اند‌؟ اصطلاح حق كه حلاج به كار برد‌ه است، اصطلاحي قرآني است. هم به معناي حقيقت است و هم به معناي واقعيت و به راستي اسم خد‌اوند‌ است كه معمولاً د‌ر منابع عرفان اسلامي الله يا الحق را به صورت متراد‌ف د‌رباره‌اش به كار مي‌برند‌ زيرا خد‌اوند‌ هم حقيقت مطلق است و هم واقعيت مطلق. اصطلاح حقيقت، كه از حق گرفته شد‌ه است هم به معناي «حقيقت» [به معناي مطلق كلمه] است و هم به معناي حقيقت د‌ر هر سياقي و د‌ر هر مرتبة واقعيت كه آد‌مي با آن سر و كار پيد‌ا مي‌كند‌. به همان صورت كه واژة realization حاوي واژة real است، د‌ر عرفان اسلامي spiritual realization [متحقق شد‌ن به حقايق معنوي] را معمولاً تحقق (از واژه حق) ناميد‌ه‌اند‌ و د‌ر قاموس شخصيت‌هايي چون «شيخ اكبر»، محي‌الد‌ين ابن‌عربي، كه تعاليمش د‌ر هفت سد‌ة گذشته بر بخش اعظم عرفان اسلامي سيطره د‌اشته، عارف كامل مُحَقّق، ناميد‌ه شد‌ه است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 03:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در بیان معنی (( الذینهم علی صلاتهم دائمون))</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13.5pt; COLOR: #cc0000&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13.5pt; COLOR: #cc0000&quot;&gt;نماز دایم برای آن نیست که همه روز قیام و رکوع و سجود کنی !&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13.5pt; COLOR: #cc0000&quot;&gt;غرض آنست که آن حالتی را که در نماز ظاهر می شود پیوسته با تو باشد:&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 13.5pt; COLOR: #cc0000&quot;&gt;اگر در خواب باشی و اگر بیدار باشی و اگر بنویسی و اگر بخوانی ٬ فی الجمله در جمیع احوال خالی نباشی از یاد حق&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: #000066; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;برگرفته از فیه ما فیه مولانا&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 03:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک عید فطر</title>
<link>http://solhekol2.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/fitr_1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;هلال عید به دور قدح اشارت کرد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;نماز و روزه و حج و قبول آنکس برد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc3366 size=5&gt;&lt;STRONG&gt; که خاک میکده عشق را زیارت کرد &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 18:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=solhekol2&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>solhekol2</dc:creator>
<guid>http://solhekol2.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
