تبليغاتX
صلح کل

 

 

کتاب "طبقات الصوفیه" (تقریرات خواجه عبدالله انصاری) با مقابله و تصحیح دکتر محمدسرور مولایی در 749 صفحه و شمارگان 2200 نسخه توسط نشر توس منتشر شد.

طبقات الصوفیه که حاصل جلسات تذکیر و ارشاد و تعلیم یکی از درخشانترین چهره های عرفان و تصوف "خواجه عبدالله انصاری" است بدون تردید یکی از امهات متون عرفانی به زبان فارسی به شمار می آید و چنان که از روش تدوین و محتوای کتاب برمی آید قصد پیر هرات از تقریر آن ارشاد و تعلیم مریدان بوده است نه تدوین و تألیف کتاب.

نه تنها از اشارات جامی در "نفحات الانس" بلکه از اشارات موجود در طبقات الصوفیه نیز برمی آید که یکی از کتابهایی که پیر هرات به هنگام تقریر احوال و اقوال مشایخ بدان نظر داشته طبقات الصوفیه شیخ عبدالرحمن سلمی نیشابوری (م 420 هجری) بوده است.

یکی از تفاوتهای عمده طبقات الصوفیه خواجه عبدالله با متنهای دیگر عرفانی - از جمله طبقات سلمی - این است که در این کتاب نه تنها احوال و اقوال مشایخ یاد شده است بلکه این حالات و گفته ها مورد نقد، تفسیر و تحلیل قرار گرفته و باریکیهای طریقت و احوال و مقامات طی این نقد و تفسیر و تحلیل به مریدان نموده شده و نظر و عقیده پیر هرات در این گونه موارد و درباره مسائل و موضوعات مهم عرفان و تصوف بیان شده است.

با آنکه طبقات الصوفیه در ظاهر آداب و ترتیبی دارد و گروهی از مشایخ در طبقه خویش قرار گرفته اند، در حقیقت این ترتیب و آداب ظاهری به هنگام بحث و درس عملا نادیده گرفته شده است، چنانچه ذکر نام یکی از مشایخ در یکی از طبقات گروهی از همنامان و همراهان او از طبقات دیگر را به دنبال می آورد و نقل گفته ای و بیان قولی انبوهی از گفته ها و اقوال مشابه دیگر را در پی دارد و چنانکه روش کار اوست با نقد و نظر و تحلیل و تفسیر و دریافتهای پیر هرات همراه می شود.

اهمیت طبقات الصوفیه از آن روست که آرا و عقاید و نظرات او را درباره مشایخ و مباحث اساسی عرفان و تصوف دربر دارد. شناخت بخشی از شخصیت عرفانی و قسمتی از اندیشه های او بدون مراجعه به طبقات الصوفیه ناممکن است. این اثر از آنجا که برخی ویژگیهای زبان "هروی قدیم" را دربر دارد از نظر تحقیق و پژوهش در تاریخ زبان فارسی نیز اهمیت دارد.

منبع: وبلاگ خورشید حق

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت   توسط صلح کل  | 

 

داستان ضحاک و خیزش کاوه آهنگر

 

کاوه آهنگر

رمز و راز و در پرده سخت گفتن درونمایه زبان اسطوره ایست. این زبان ذهن انسان را از ظاهر به باطن معطوف میکند و از گذشته ها به حال و از حال به آینده توجه میدهد و به درستی که بیانگر آرزوها ایدآل ها و آرمانهای یک قوم است. اسطوره ها غایت آرزوهای اقوام و آنچه ایشان به آن عشق میورزند و دوست میدارند تعریف میکند. شناخت اسطوره ها شناخت آرمانهاست و بی شک کاوه آهنگر از پرآوازه ترین اسطوره های پارسیست.

 ماجرای ضحّاک ماردوش از شنیدنی ترین داستانهای شاهنامه اثر حکیم ابو القاسم فردوسی، این شاعر آزاده ایرانی است که در آن به کاوه آهنگر اشاره میشود و فردوسی این شخصیت رادوباره می پروراند تا امروز ما از آزادگی و دادگری کاوه درس بگیریم و زیر پرچم ستم و بیداد نرویم. باهم به مروری کوتاه بر این داستان میپردازیم.

 مرداس از فرمانروایان قدرتمند عربی بود که پسری بد گوهر و بد ذات به نام ضحّاک داشت. ضحّاک با هم فکری اهریمن که درلباس پیرمردی خیرخواه بر او آشکار میشود، پر انگیزه به کشتن پدر و رسیدن به قدرت وفرمانروایی میشود و پدرش را که در حال نیایش از پای در می آورد.

ضحّاک این چنین بر تخت شاهی و فرمانروایی نشست می کند و به مدت هزار سال حکمرانی میکند. دوران حکومت ضحّاک دورانی تیره و سیاه بود. خرافات و گزند بر خردو راستی چیره گر شده بودند و بیداد و پلیدی ایران زمین را فرا گرفته بود. اهریمن روزی در لباس آشپز به دربار می آید. بعد از اینکه چیره دستی اهریمن در خوالیگری بردرباریان آشکار میشود وی را به آشپزخانه دربار راه می یابد. اهریمن پاداش خود رابرای مهارتش در خوالیگری بوسه زدن بر شانه های پادشاه- ضحّاک میخواند و درباریان به وی اجازه میدهند که شانه های ضحّاک را ببوسد.

 از جای بوسه ای که اهریمن بر شانه های ضحّاک میزند دو مار میرویند. ضحّاک درمانده به دنبال پزشک بود که اهریمن اینبار در لباس پزشک برای تیمار وی آشکار شده و به او میگوید که باید هر روز مغزدو جوان را برای آن دو مار پخت کنند و به آنان بخورانند.

منبع: سایت مجذوبان نور


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت   توسط صلح کل  | 
                                                                      

هو

 ۱۲۱

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

 

متاسفانه خبر دار شدیم که جناب آقای مهندس محمد جواد  آخوان اراکی مجاز اقامه نماز شهر اراک لباس جسمانی را ترک گفته و به دیار حضرت دوست شتافته اند.

 

مدیریت وبلاگ صلح کل این مصیبت را به مولانا المعظم و مشایخ بزرگوارو خانواده محترم ایشان و عموم فقرای نعمت الهی گنابادی تسلیت عرض مینماید.

 

مراسم  تدفین  ایشان صبح روز سه شنبه ۸/۵/۸۷  برگزار می گردد. و مجلس ترحیم بعد از ظهر همان روز در مسجد جاج آقا صابر اراک برگزار میگردد

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1387ساعت   توسط صلح کل  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و عن الحب صدرنا    و علی الحب جبلنا

فلذا جئناه قصدا       و لهذا قد قبلنا

و از حب٬ ما صادر شدیم و بر حب سرشته شده ایم.

پس بدین سبب به سوی حب قصد کردیم و روان شدیم و بدین خاطر مورد قبول واقع گشتیم.

اصل حب٬ آنطور که خداوند سبحان گفته از حدیث او به داود علیه السلام است که : « من گنجی مخفی بودم که شناخته نشدم. پس دوست داشتم شناخته شوم... » حب حق تعالی همانند دیگر محبت و عشق ها همانطور که قبلا آمد٬ به عدم تعلق گرفت یا بهتر بگوییم به ماهیات اشیاء که معدوم بودند٬ پس موجود شدند بسبب نفس الرحمانی حق تعالی که یک نفس عاشقانه بوده که چون بر اعیان موجودات معدوم وزید آنها بوجود آمدند. یا همچون نفسی بود که بر مخارج حروف عالم ـ که خود کلمات الهی یا اسماء و صفات حقند ـ برخورد٬  پس بوجود آمدند.

بنابراین محبت اصل هستی عالم است و سماع (شنفتن) سبب ظهور موجودات است. و تنفس به برکت این محبت در خلق صادر شده است. این پوشیدگی موجودات و نهان بودن از تنفس حق٬ صورتها و اشکال که از آن تعبیر به عالم می شود٬ از کلمه «  کن » سرچشمه می گیرند.

و بنا بر آیه شریفه «انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له کن فيکون» (یس/۸۲) پس عالم از قول کلمه «  کن » بوجود آمده و بدین خاطر متعلق این قول٬ سماع و شنفتن آن است. پس این سماع که اصل بوجود آمدن عالم است و همچون حب به سماع الهی٬ روحانی و طبیعی تقسیم می شود .    

 (برگرفته از باب محبت کتاب فتوحات مکیه )

منبع: وبلاگ هستی ابن عربی

+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت   توسط صلح کل  | 
 

عرفان و تصوف همیشه و در هر زمان خود به عنوان بزرگترین فیلتر عمل می کند . فیلتری که که انسان را از آلودگی های باطنی پاک می کند و ضمیری منیر چون جام جهان نما به این اشرف مخلوقات هدیه می کند.پس چگون میتوان چنین فیلتر قدرتمندی را با این فیلترهای پوشالی فیلتر نمود.

افسوس که نمی فهمند که نور را نمیتوان با ظلمت جزم اندیشی و قشری گری به بند کشید.چه باطل اندیش و کج خیالند؟؟!!

بعد از اینکه صلح کل را هم برای بار دوم تیغ فیلتر بردند. به مدیر بلاگفا ایمیل زدم اما چه سود که آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.لذا تصمیم گرفتم با صلح کلی دیگر خدمت دوستان و عزیزان علاقه مند به عرفان و تصوف باشم.از این به بعد در این آدرس مینویسم:

http://solhekol2.blogfa.com/

منتظر نظرات سازنده عزیزان هستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت   توسط صلح کل  |